X
تبلیغات
شیکسون
بانو هستم همسر سوم

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید




دست مریزاد خانم اولی،


اول که از خونه ات پرتش کردی بیرون و مجبورش کردی برگرده همونجایی که ازش اومده 


بعد هم زمانی که حسنا بانو داشت اسپرم درشتها را سوا می کرد که پسر بزاد و بر اریکه سلطنت بشوندش  رویاهاش را به سراب تبدیل کردی و طلاقش دادی رفت.


اینم در توهمات خودش خوش باشه که به مردک گفتم دارم می رم طلاق بگیرم، باور نکرد و خودم رفتم طلاق گرفتم و ...  مردک غش کرد و ضعف کرد و ....


تبریک به خانم اولی برای ریشه کن کردن انگل زندگیش 


 

امیدوارم زندگیتون بعد از این به روزهای خوش گذشته برگرده

و با دخترت و همسرت روزهای خوبی داشته باشید


حسنا جون قربونت، این دفعه خواستی خراب شی سر یکی، یه پیرمرد پولدار بی زن گیر بیار  حواست باشه اموالش هم مال خودش باشه و در باغ سبز بهت نشون نده، بری تو ببینی به نام کس دیگه است  حسنا جون شما که با مردک رفته بودی دکتر و رژیم غذایی داشتی واسه پسر زاییدن و ... چی شد یهو ؟؟؟؟ تو که اینقدر زندگیت رو هوا بود، حامله شدنت چی بود؟ دروغ گفتن هم حدی داره. 


تمام سوالهای ممکن را هم در رساله ی صد صفحه ای که به عنوان پست نوشته، جواب داده که دیگه نپرسید. از جمله این که به صورت خودجوش به همه فامیلها خبر داده که دیگه نپرسید فامیلهاتون می دونن  


بی ربط ترین جمله ممکن در پست:

به همه فامیلهامون گفتم !! یادت رفت بگی آسمون به زمین نرسید و خیلی استقبال کردند 

چه فامیلهای فرهیخته ای!!


از همه کامنت ها بامزه تر، هم کامنت اون خانمی هست که پرسیده حالا بیماری خانم اولی چی بود 



نویسنده : بانو تاریخ : دوشنبه 20 بهمن 1393 نظرات (96)

پست ثابت

1- وبلاگ قدیمی حسنابانو را از آرشیو اینجا بخوانید  (کلیک کنید)

2- در این وبلاگ پستهای قدیمی و کامنتهای آن ثبت می شود. (کلیک کنید) 

3- اگر اولین بار است به این وبلاگ می آیید با این پست شروع کنید. (کلیک کنید) 

4- آرشیو وبلاگ فعلی حسنا بانو هم اینجاست. (کلیک کنید)

5- وبلاگ قبلی حسنا بانو که فیلتر شد. (کلیک کنید)



اولین و مهم ترین دروغ حسنا بانو در وبلاگش


حسنا مراحل وارد شدنش به اون زندگی را در پست دوم وبلاگش  اینطور توضیح می ده: 
1- خانوم اولی به مردک مدتها اصرار کرد و پی گیری کرد تا مردک حاضر شد زن بگیره. 
2- خانوم اولی چندین جلسه با من صحبت کرد و پی گیری و خواهش و التماس کرد تا من حاضر شدم زن مردک بشم. 
3- خانم اولی با پدر حسنا تماس می گیره و خودش حسنا را تلفنی خواستگاری می کنه و خواهش و تمنا تا بالاخره پدر حسنا قبول می کنه. 

و ناگهان خانم اولی فراموشی می گیره و حتی یک بار به شوهرش نمی گه داستان اون زنی که می خواستم برات بگیرم چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ 

تا عید همون سال بعد از 4 ماه از عقد پنهانی حسنا (و خدا می دونه چند ماه رابطه یواشکی قبل از اون ) خانوم اولی متوجه می شه شوهرش رفتارهای مشکوک داره ... و برو تا آخر ماجرا. 


بقیه دروغها و توهماتش در پستها و کامنت های این وبلاگ به وفور یافت می شود 



نویسنده : بانو تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 نظرات (228)




.:: This Template By : payamblog.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بانو هستم همسر سوم می باشد.