X
تبلیغات
بانو هستم همسر سوم

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید




154 آشپزی با عکسهای میکروسکوپی D:

نویسنده: حسنا بانو - ٦ اسفند ۱۳٩٢

اول این پست این رو بنویسم  که امسال بازارچه نوروزی محک رو از دست ندین .روز پنجشنبه و جمعه . توضیحات در اینجا

با عرض شرمندگی از تاخیر. امسال دم عیدی هر چی کار هست ریخته رو سر ما  و اصلا درک نمیکنن کارمند جماعت چطور به کار اداره و وبلاگ نوشتن و خوندن و کامنت گذاشتن  با هم برسندشیطان . تازه ایمیلهام هم موندن . ای  مدیر ان و رئیسهای عزیز آگاه باشید و رسیدگی بفرمایید  فرشته. برسیم به پست آشپزی . نیشخند  توی دو بخش میشه کم کالری و کالری دار  نیشخند بینش عکس هم میذارم . البته نه برای همه موارد .با وجود این که نمیخواستم دیگه عکسی بذارم ولی خدایی پست اشپزی بدون عکس نمیشه . حالا هر کی هم میخواد  دست در گریبان داشته باشه و مشتی بر سر و سینه، مشکل خودش هست نیشخند امیدوارم یک روز فرهنگ و  سطح شعور  بعضی از  آدمها در استفاده از اینترنت انقدر بالا بره که متوجه بشند هر عکسی که عمومی هست نباید کپی کرد مژه.

این پست هم خیلی طولانی خواهد بود .

اول کم کالری . تمام اینها اختراع من نیستچشمک و از توی اینترنت و سایتهای آشپزی  خوندم و یا از اینور اونور شنیدم و بعضی وقتها هم یک تغییراتی توش دادم .

قبل از همه روشی رو یاد بدم که بیتا جون ماچ زحمت کشید و تو وبلاگش یاد داد . برای وقتهایی که فر و  ماکروفرتون پر هست . یا عادت دارید تو فر وسیله جانبی میگذارید و خالی کردنش براتون سخت هست یا هر چیزی . بیتا جون برای پخت کیک یاد داد . من با این که همیشه فر و ماکروفر رو خالی نگه میدارم از روی کنجکاوی امتحان کردم . هم کیکش عالی شد هم این که غذا عالی در میاد . به این صورت که یک عدد آجر رو میگذارید روی  گاز تا داغ بشه . بعد تابه ای که نچسب هست ( ترجیحا چدن . من با سرامیک هم امتحان کردم البته برای غذا .نه کیک)  تهش رو چرب میکنید و درش رو میگذارید و شعله رو هم کم تا گرم بشه . بعد مواد کیک رو میریزید توش  درش رو هم دمکنی میگذارید . من دستمال  گذاشتم نه از این دمکنی آماده ها . مثل برنج که دم میکنید و میگذارید روش . حواستون باشه که درز نداشته باشه که کیک پف نمیکنه .  من نیم ساعت با شعله بیشتر و سی و پنج دقیقه تقریبا با شعله کم گذاشتم برای کیک .  بستگی به گازتون داره و تجربه البتهنیشخند درش رو هم به هیچ وجه بر ندارید که کیک پف نمیکنه .  برای غذا هم که میشه درش رو برداشت .چرب کردن هم نمیخواد در خیلی از موارد .ولی دمکنی رو میخواد زبان .مرغ و ماهی به این روش خوب میشه البته باید درش رو بردارید و برگردونید . حدود یک ساعت هم وقت میبره . علاوه بر اون چون من به روش کارمندی عادت دارم همیشه چند نوع  خورش رو با هم بپزم و داشته باشم ،وقتی که ارامپز پر هست ، سر گاز هم با همین روش یک خورش یا خوراک مرغ دیگه میگذارم و اون هم کار ارامپز رو میکنه . در کل دوتا آجر دارم باهاش صفا میکنم  تو اشپزخونه و روی گاز نیشخند. رو گاز برقی هم جواب میده . امتحان کردم نیشخندحواستون باشه برای خورش اول قابلمه رو بگذارید رو شعله مستقیم.تا با شعله زیاد جوش بیاد و بعد بگذارید اون بالا . دمکنی هم نمیخواد . آب کم شعله ملایم  رو به کم . قشنگ میپزه و جا میفته . ابگوشت رو هم تو قابلمه مسی به همین روش  درست کردم عالی شد . شدیدا دنبال یک قابلمه یا همون دیگ سنگی هستم . تو شمال سنگی رو ندارن . نمیدونم تهران داره یا نه و  از کجا میشه گرفت . مامانم یک دونه داره از مشهد گرفته ولی به من نمیدهزبان حواستون باشه این روش صبر زیاد میخواد و   شعله کم و اب کم .مثل ارامپز .ولی خوشمزه میشه .  غذاهای زیر رو هم به جای فر میتونید از این روش استفاده کنید . البته  فرتون ازاد باشه که بهتره .نمونه کیک  به روش آجریچشمک

 اولین مورد غذایی هست که این روزها من رو تبدیل به یک عاشق کرده و نمیدونم چرا برام عادی نمیشه دست بکشم ازش . مرغ و ماهی تو فر با انواع ترشی ها خوشمزه.

من این رو با ترشی انبه شروع کردم . ترشی انبه رو از این بسته بندی ها نمیگرم و از ترشی های فله استفاده میکنم . دو نوع هم هست یکی معمولی یکی دیگه توش قارچ و  یادم رفت چی بود داره که اون رو تا حالا نگرفتم زبان. در هر حال پیاز رو حلقه میکنیم میذاریم کف ظرفمون مرغ و ماهی رو به ترشی آغشته میکنیم ( هر دو طرفش ) و میذاریم تو فر . یادتون باشه هیچی بهش اضافه نکنید چون خودش شور هست و فلفل و ادویه و همه چی داره . روش رو  هم فویل یا یک ظرف پیرکس دیگه میگذاریم و تو فر . بستگی به فر شما  داره. همون میزان که برای پختن مرغ و یا ماهی زمان میبره . همون مقدار بگذارید و بهش سر بزنید تا مطمئن بشید پخته .

این غذا تند هست حواستون باشه اگر تندی دوست ندارید استفاده نکنید . با یک تکه از مرغ و ماهی شروع کنید که اگر دوست نداشتید حروم نشه و برای بچه ها هم حواستون باشه تند هست و ندین بخورن دهانشون بسوزه  خنثی.من که عاشق بوش هستم و تندیش و طعمش .یک ذره روغن هم نیاز نداره .

من این روش رو با انواع دیگه از ترکیبات امتحان کردم نیشخند. تمبر هندی ، ترشی چند میوه ( همون که اب زرشک و اب البالو توش داره و ترش هست ) . یک نوع ترشی دیگه که توش قارچ و زیتون و  چند نوع فلفل داره و اون هم تند هست  ، و با رب انار . هر کدوم به ذائقه تون نزدیک تر هست امتحان کنید . ماهی هم از ماهی کپور یا قزل آلا برای این روش استفاده میکنم . قزا آلا رو هم برش میدم  و پهنش میکنم نه درسته . البته همسر ماهی رو به این روش ادا در میاره و  میگه ماهی من رو سرخ کن ولی نمیدونم چطوره  که هم ماهی خودش رو میخوره هم یک تکه  قابل توجه  از ماهی منابله . خوب اگر دوست نداری اصلا نخور . چرا ماهی من رو  هم بدون  تعارف برمیداری میخوری؟ هیپنوتیزم . ولی برای مرغ که  شده از غذاهای محبوب من و همسر .  میخوره و ادا هم نداره .اون مرغها دست راستی ترشی انبه داره دست چپ ترشی که قارچ و زیتون و فلفل داره .مرغ نپخته اش  هست که ترشی ها  مشخص تر باشه خوشمزه

  

از اونجایی که من کم مونده این روزها ترشی جات رو با نون سر صبحانه هم بخورم . یک بار   که  برای صبحانه املت داشتیم و من میخواستم  املتم فرق کنه برای خودم گوجه فرنگی رو حلقه کردم گذاشتم کف ماهیتابه سفیده تخم مرغ رو زدم و ریختم روش یک قاشق ترشی انبه هم گذاشتم وسطش شعله کم درش رو گذاشتم  . یک کم که تخم مرغ خودش رو گرفت و گوجه هم پخت و نرم شد ، بهم زدم و گذاشتم آبش بره و شد املتی ترشی دار خوشمزهنیشخند

برای املت بدون ترشی  که من در آوردی هم نباشه ، لازم نیست روغن زیادی استفاده کنید . من نصف  کره ده گرمی ( همون 5 گرم زبان ) رو میذارم رو شعله کم آب بشه  گوجه فرنگی ها رو حلقه های باریک میچینم تو تابه .شعله کم درش بسته نمک و فلفل هم میریزم قشنگ بپزه . بعد تخم مرغ رو یا درسته یا دوست دارید بزنید،  میریزم توش تا خودش رو بگیره . نهایت خیلی دیگه بخوام کالری بهش اضافه کنم یک ورقه پنیر پیتزا میذارم روش . این کار رو هم با املت همسر میکنم که پنیر دارباشه نه مال خودمنیشخند

برای درست کردن پیاز داغ لازم نیست شما روغن به کار ببرید . من از پیازداغ آماده خوشم نمیاد میگیرم میذارم فریزر برای مواقع خیلی ضروری .ولی معمولا برای غذاهامون استفاده نمیکنم .جاهایی که نیاز نیست پیاز داغ برای تزئین غذا باشه میتونید پیاز رو با تیغه غذا ساز که حلقه میکنه یا تیغه رنده که حلقه میکنه خرد کنید بذارید تو تابه شعله رو کم کنید و حوصله داشته باشید تا کاملا آبش بره و به هم بزنید تا کمی رنگ عوض کنه و خشک بشه . خیلی علاقه دارید حتما روغن بریزید یک قاشق غذا خوری روغن تو یک تابه بزرگ در حدی که فقط چرب بشه . یا حتی  روغن کمتر . من همون رو هم نمیریزم .

 برای مایه لازانیا و ماکارانی  و پیراشکی و ....... از این قبیل، میتونید گوشت  و قارچ و فلفل دلمه ای خرد شده رو داخل همین پیاز بریزید  و مخلوط کنید و با شعله کم حوصله داشته باشید تا آبش برهزبان . خیلی روغن دار بخواین میتونید باز هم یک مقدار کمی روغن که چرب بشه فقط بریزید . من  تو این مایه نصف قاشق مربا خوری سس خردل ،  یک قاشق مربا خوری سس سالسا  میریزم . بقیه رو هم میتونید رب بزنید  و ادویه های مورد علاقه تون رو اضافه کنید . من گاهی برای تنوع یک قاشق عذا خوری سر خالی جعفری خرد شده میریزم . ابغوره یا اب نارنج و رب . نه که خیلی قرمز بشه چون دوست ندارم . مهم این هست که مواد با شعله کم و با هم قشنگ جا بیفتند و بپزند و مزه دار بشند .مژه

نوع دیگه خورش کرفس هست بدون روغن .  ریشه ساقه های کرفس رو بیزحمت در بیارید نه مثل خواهر دوم من که آدم حس میکنه  نخ  بین کرفسهاش هستابله هر  بار هم میگیم با جمله برو بابا حوصله داری یا بخور حرف نزن ، مواجه میشیم . برای این نوع خورش، من کرفس خرد شده آماده نمیگیرم چون به همه برگهاش احتیاج دارم نیشخندبه علاوه خرد شده ها به اون میزان که میخوام ورقه شده نیست .در کل من همیشه با کرفس خرد شده آماده مخالفم مگر این که مجبور باشم و وقت نداشته باشم خودم درست کنم زبان باز هم نه برای این خورش . ساقه ها رو جدا کنید و ریشه هاش رو در بیارید . برگها رو هم از ساقه جدا کنید . یعنی پاک کنید قشنگ فقط برگ باشه برگهای خیلی کلفت رو هم بیخیال بشید . بعد از شستشو و آبش  که رفت ،رو دستمال بریزد رو میز پهن کنید تا کاملا خشک بشه و اب نداشته باشه  ، برای یک دونه کرفس ، یک عدد پیاز متوسط به اضافه برگ کرفسها. پیاز و برگ کرفس رو داخل غذا ساز خرد میکنم . کاملا ریز  . بعد میریزیم تو ماهی تابه و مثل قورمه سبزی . منتها روغن نمیریزیم . ابش که رفت ،شعله کم به هم میزنیم تا حسابی خشک بشه . ساقه ها رو هم تو همون غذا ساز با تیغه ای که حلقه میکنه ، حلقه های باریک  میکنم . با سبزی مخلوط میکنم و باز هم تفت میدیم . محصول به دست اومده  باید کاملا خشک شده باشه بدون این که بسوزه  و یا ته بگیره نیشخنداگر خیلی احساس کمبود روغن میکنید باز هم یک ذره روغن کمتر از یک قاشق غذا خوری در حدی که چرب بشه . مرغ رو هم به قطعات اندازه گوشت خرد میکنیم . یا گوشت قلقلی آماده میکنیم . این خورش نباید آب زیادی داشته باشه . مرغ رو داخل ماهیتابه میریزیم بدون روغن میگردونیم تا رنگش عوض بشه زعفران دم کرده یک ذره که رنگش عوض بشه نمک و فلفل و باز هم هر ادویه ای دوست دارید سبزی رو هم میریزیم و همه رو با هم میگردونیم. من در این مرحله یک ذره نعناع خشک در حدی که عطر خوبی بگیره اضافه میکنم . نه زیاد .  آب جوش به مقدار کم . در حدی که مرغ بپزه فقط . چون اگر ریشه کرفس رو گرفته باشید قشنگ با یک بخار میپزه .  با شعله کم میذاریم که بپزه و جا بیفته .در آخر آبغوره و با اب نارنج اضافه میکنیم میشه خورش خوشمزه . اگر گوشت قلقلی بود که اول سبزی رو با نمک فلفل و ادویه و اینها مخلوط میکنیم بعد اب و بعد گوشت رو اضافه میکنیم . بهم هم نمیزنیم که آش نشه قلقلی هانیشخند فوت کوزه گری اش هم آب نارنج هست که ترش و خوشمزه میشه . و جدا کردن ساقه از برگ کرفس .اگر هم گوشت  اضافه میکنید که از قبل گوشت رو بپزید چون اینطوری کرفسها وا میره .تکتم جونماچ هم خورش کرفس رژیمی داره  میتونید بخونید .

برای خورش بادمجون . لازم نیست شما بادمجونهاتون رو توی استخری از روغن سرخ کنیدنیشخند  میتونید  پوست بگیرید  سرش رو جدا کنید تو محلول آب نمک بگذارید تا تلخی اش گرفته بشه . با دستمال خشک کنید .برشهای عمودی بدین و تو ساندویچ ساز (میکر) تا درست بشه . یا بگذارید تو فر  نهایت رو گریل تا روش برشته هم بشه . البته برای تو فر میتونید با برس روش روغن بزنید که خوشرنگ بشه . نه که یک عالمه روغن . ولی ساندویچ میکر خیلی بهتره .این روش درست کردن بادمجون رو من از تکتم جونماچ یاد گرفتم. تو وبلاگش هم رول بادمجون رژیمی رو یاد داده که تو فهرست الفبایی مطالبش هست  .این رول بادمجون  واقعا عالی میشه و شده از غذاهای مورد علاقه من . بغل

برای خورش بادمجون هم میتونید به راحتی پیاز رو به همون طریق که گفتم آماده کنید و گوشت رو توش بریزید و با ادویه هایی که دوست دارید  ( من کمی دارچین میریزم ) تفت بدین . بدون روغن  بگذارید با شعله کم و آب کم گوشت مغز پخت بشه بعد هم رب، آب نارنج یا ابغوره  اضافه کنید و بادمجونها رو هم توش بچینید تا قشنگ جا بیفته .نیشخند با مرغ و غوره و گوجه فرنگی  هم که میتونید یک مرغ و بادمجون عالی و خوش آب رو رنگ درست کنید  که  چربی هم نداشته باشه نیشخند

همین کار رو برای کدو هم میتونید انجام بدید و خورش کدو درست کنید .  حتی من خورش قیمه هم بدون روغن و با همین روشها درست کردم عالی شد . باز هم فوت کوزه گری اش آب نارنج بودنیشخند اب کم ریختن و جا افتادن خورش هم که جای خود دارد .

به همین ترتیب مرغ ترش هم عالی میشه و نیازی به سرخ کردن سبزیها نیست . در کل هر خورشی رو میشه بدون روغن هم درست کرد  که خوشمزه هم بشه چشمک

البته من همه  این روشها رو برای مهمون به کار نمیبرم و هر وقت مهمون داشته باشم قشنگ سرخ شده و پر کالری تحویلشون میدم نیشخند

یکی دیگه از مواردی که غذا حساب نمیشه و شور محسوب میشه و تکتم جونماچ زحمت کشید و یاد داد . سالاد شور هست که هر چی ازش بگم کم گفتم . من درستش کردم و جا داره همین جا هم دوباره ازش تشکر کنم برای یاد دادن  این سالاد شوربغل. دستورش تو وبلاگ خودش هست باز هم تو فهرست پیدا  میکنید .مژه

مورد دیگه درست کردن همبرگر هستخوشمزه .  من همبرگر های آماده رو حتی این مدلهای جدید که  به اصطلاح تازه هست و ادویه دار و  تمام گوشت ،خیلی  دوست ندارم . چه گریل شده رو و چه  سرخ شده اش رو . همه رو امتحان کردم و فکر میکنم برای وقتی خوب هست که آدم عجله داره  و فرصت نداره خودش درست کنه .یا اصلا همبرگر آماده میخواد بره بیرون بخوره و هر چی سس و روغن  هم بود بخوره کالری رسانی کنه نیشخند

برای درست کردن همبرگر میتونید از مرغ  یا گوشت چرخ کرده یا مخلوطی از هردو استفاده کنید .البته حتما حواستون هست که گوشتتون هم کم چرب باشه  و برای این کار ترجیحا  گوشت گوساله .  من گوشت ، پیاز، جوز هندی  ، فلفل سیاه پودر نشده ،چاشنی همبرگر و کتلت ،یک قاشق آرد سوخاری . نون بربری خیس شده ( بله درست میخونید نیشخند) یعنی نه که بگذارید توی آب وا بره در حدی که زیر شیر آب بگیرید خیس بخوره تو چرخ گوشت مشکل ایحاد نکنه ، میزانش هم بستگی به موادتون داره  اندازه یک کف دست . یعنی مچ تا نوک انگشتنیشخند اگر ادویه دیگه ای دوست دارید اضافه کنید.حواستون باشه نمک رو مرحله آخر اضافه کنید چون چاشنی همبرگر خودش نمک هم داره  . اینها رو قاطی میکنم و چرخ میکنم . سه بار این مخلوط رو چرخ میکنم . اگر حوصله داشته باشم تا چهار بار . میشه یک مخلوط نرم و تو دل برو نیشخندکه در عین حال موقع درست کردن وا نمیره .

برای طبخ  هم  داخل ماهی تابه ،آب و کره ( یک کره ده گرمی میریزم من ) میگذاریم جوش بیاد و کره هم آب بشه . همبرگرها رو میذاریم توش تا هم مغز پخت بشه هم وقتی ابش رفت با همون میزان کره  طلایی بشه .بسیار خوش طعم و عطر میشه . شعله هم بعد تموم شدن آب ،کم باشه . قبلش هم متوسط .  اینها که میبینید هر کدوم کوچیک هست برای نون لقمه ایزبان .به نظر میاد  کره اش زیاد هست ولی تو آب مخلوط شده اینطوری هست و در واقع زیاد نیست .  میتونید بزرگتر هم درست کنیدخوشمزه  یا باریک تر .موقع ساندویچ درست کردن تا داغ هست میتونید یک ورقه پنیر هم روش بگذارید .

من این مواد رو درست میکنم  بعد کف سینی رو نایلون فریزر میذارم همبرگرها رو فرم میدم میچینم توش دوباره یک کیسه فریزر دیگه ( قیچی خورده باز شده نه دولا )  و دوباره یک سری همبرگر . با سینی میذارم تو فریزر . یخ که زد برمیدارم  و بسته بسته میکنم میذارم فریزر آماده باشه . وقتی در میاریم  یخ زده  میذارم تو آب و کره در حال جوش( اب کم باشه ها )  و اول هم شعله رو زیاد میکنم تا یک طرفش که خودش رو گرفت بعد کمتر میکنم . این کار رو با  مقدار کم انجام بدید تا اوستا بشید یک دفعه یک عالم مواد رو حروم نکنید بگید حسنا گفت نیشخند برای شامی هم  همین کار رو میکنم اون رو تو قسمت پر کالری ها میگم .

از دیگر مواردی  که میشه درست کرد بورک  هست با خمیر یوفکا نیشخند. مایه رو مثل مایه  ماکارانی لازانیا  درست میکنم بدون چربی .  کف سینی فر رو چرب میکنیم با برس. یک لایه خمیر یوفکا روی اون رو  مخلوط تخم مرغ و ماست و نمک و فلفل و کمی زعفران زده شده  میریزیم . این رو هم با برس نه این که یک کیلو مواد بین لایه هازبان . سه لایه خمیر و   با برس مواد ، بعد مایه گوشتی اگر دوست دارید پنیر پیتزا هم بریزید اگر نه که بدون اون . دوباره سه لایه خمیر . لایه اخر رو با برس زرده تخم مرغ میزنیم و روی اون رو کنجد میپاشیم و میذاریم تو فر تا طلایی بشه . من معمولا زرده سفیده رو جدا میکنم از همون زرده تخم مرغ نصفش رو برای روش نگه میدارم  بقیه رو تو ماست میزنم . من با یک دونه تخم مرغ و دو تا قاشق سر خالی ماست سفت ( چکیده نه سفت )  درست میکنم بین لایه ها در حدی که به هم بچسبه مواد میخواد .بعد هم برش میدیم. حیف که عکسش رو ندارم  نیشخند

یا همین مواد رو میریزیم روی خمیر یوفکا و رول میکنیم وبا برس روش  رو زرده تخم مرغ( دیگه چاره نیست بدون زرده نمیشه )‌بزنید و کنجد بریزید بذارید تو فرنیشخند  تا زوش طلایی بشه نیشخند برای درست کردن انواع و اقسام غذاها و شیرینی ها  با خمیر یوفکا ، رویا جونماچ زحمت کشیده و تو وبلاگش نوشته . برید بخونید و هر کدوم رو خواستید درست کنید.

برای درست کردن کوکو سیب زمینی یا کوکو سبزی هم میشه کم کالری اش کرد چشمک. اینطور که سیب زمینی رو میپزیم و رنده میکنیم ( ریز ) یا تو غذا ساز پوره میکنیم .  یک پیاز کوچولو رنده شده . نمک فلفل یا هر ادویه ای دوست دارید . سفیده تخم مرغ . دوست داشتید یک قاشق چاشنی همبرگر کتلت هم بریزید .ورز بدین . مایه کوکو آماده میشه . به جای  سرخ کردن، تو یک ظرف پیرکس کوچیک  یا سرامیک یا اصلا هر ظرفی دوست دارید ، ( چاره ای نیست که کف ظرف رو با برس چرب کنید  میتونید روغن زیتون بزنید یا روغن کنجد یا هسته انگور ) مواد رو پهن میکنید میگذاریم تو فر تا مثل کیک بپزه . اگر دوست داشتید  روش طلایی بشه یک کم گریل هم روشن کنید .

برای کوکو سبزی هم همینطور سبزی و سفیده تخم مرغ و نمک فلفل و ... هر چی تو کوکو سبزی میریزید . من یک جا خوندم نوشته بود زرشک بریزیم و  یاد گرفتم .معمولا یک کم زرشک قاطی میکنم خوشگل میشه و  خوشمزه .  میگذارید تو فر نیشخند 

من تا مجبور نباشم از زرده تخم مرغ تو غذاها استفاده نمیکنم .  حتی تو شامی و کتلت هم نهایت یک دونه زرده باشه  . زرده ها رو میتونید جدا کنید و برای مو یا پوستتون ماسک درست کنید . هر روز که کار تخم مرغی ندارید . هر وقت هم داشتید ماسک هم درست کنیدنیشخند

از موارد دیگه هم که من امتحان کردم و حیف که عکس نگرفتم نیشخند کالباس بود به روش خانگی تو بخار پز هم آماده میشه . دستورش تو اینترنت فراوان هست چشمک یاد آوری از من خوندن و درست کردن از شما . خودم هم یادم باشه دوباره درست کنم . واقعا خوشمزه شد من که خیلی دوست داشتم . اصلا آدم اینها رو خودش سالم و با مواد خودش درست کنه یک کیف دیگه داره نیشخند و یک تنوع عالی میشه . البته من کالری این رو نمیدونم فقط میدونم دوستش دارم خوشمزه

 تو وبلاگ رویا جونماچ دستور انواع و اقسام دیپ های خوشمزه هست . هم پر کالری و هم از نوع کم کالری . توصیه میکنم از دست ندید و حتما بخونید و درست کنیدنیشخند به نظر من که همیشه دیپ درست کنید . هم سالم هست و هم این که میشه با کرفس و خیار و هویج و......  از این قبیل خورد . سالم و خوشمزه چشمک

درست کردن سالادهای خوشمزه و متنوع رو هیچوقت فراموش نکنید مژه. یک سالاد خوشمزه اصلا نیازی به سس نداره و با طعم دهنده ها و ابلیمو یا اب نارنج یا بالزامیک  یا هر نوع ترشی و  یک قاشق مربا خوری یا غذا خوری روعن زیتون  ( بسته به کم و زیاد بودن سالاد داره ) میتونه بهترین طعم رو داشته باشه نیشخند در خیلی از موارد میتونه یک وعده غذای کم کالری و خیلی خوشمزه باشه . اگر تو درست کردن سالادهای متنوع و خوشمزه تنبل هستید از الان یادتون باشه که درست کنیدچشمک

یک نمونه خیلی ساده از این سالاد بین خیلی از نمونه ها ، شامل گل کلم  تخم مرغ پخته  ( البته من زرده اش رو میندازم و سفیده میریزم  )، سیب زمینی ، کاهو ، خیار شور یا خیار ،یک قاشق جوانه گندم . چشمک حالا شما ببینید چقدر از این سالادها هست و چقدر میتونه متنوع باشه و خوشمزه و سالم و کم کالری

از درست کردن سوپ ها با طعم های مختلف و کم کالری اصلا غافل نشید . سوپ های آماده رو استفاده نکنید . واقعا درست کردن یک سوپ خوشمزه و سالم  کاری نداره و وقتی از شما نمیگیره مژهتوصیه میکنم همیشه جعفری خرد کرده تو فریزر داشته باشیدنیشخند که برای سوپ خیلی کاربرد داره .

در آخر یک نوع سوپ رو مینویسم که خودم هم از توی اینترنت پیدا کردم و درست کردم و خوردم و نتیجه اش عالی بود چشمک چربی سوز هست به این صورت که هر چه بیشتر بخورید خاصیتش بیشتر هم هست نیشخند

موادش پیاز، کرفس، گل کلم ، گوجه فرنگی، کدوسبز ، هویج و  فلفل دلمه ای سبز. امیدوارم موردی رو یادم نرفته باشه . من توش اسفناج هم ریختم . نه برای خاصیت چون زیاد پخته میشه و در واقع اسفناجها بخار پز نیست . برای رنگ و روش نیشخند

اینها رو شستم گذاشتم آبش بره با همون تیغه غذا ساز که حلقه میکنه، حلقه کردم که کاملا حلقه های باریک بشه . آب رو جوش میاریم . اگر خیلی دوست دارید طعم داشته باشه  میتونید به جای آب  آب مرغی که چربی اش رو گرفتید، استفاده کنید . یا توی آب یک دونه عصاره مرغ بندازید یا عصاره سبزیجات . در هر حال . آب که جوش اومد، مواد رو میریزیم توش تا بپزه و بشه یک سوپ خوشمزه . اگر کاملا حلقه ای باشه  هم زود میپزه هم خوشمزه میشه هم خوردنش راحت تر زبانمن فلفل  سیاه  زیاد اضافه کردم چون دوست دارم شما میتونید کمتر بریزید و  نمکش رو هم اندازه ای که دوست دارید . این رو درست میکنید و تو یخچال هست . به مدت یک هفته فقط همین رو  بخوریدنیشخند هر وقت گرسنه شدید از همین بخورید . حواستون باشه بیشتر از یک هفته این کار و نکنید . حواستون باشه اگر مشکل خاصی دارید با دکتر مشورت کنید . و باز هم حواستون باشه اگر افت فشار یا قند خون میگیرید مراعات کنید و باز هم با دکتر مشورت کنید . من که هیچکدوم از این موارد رو نداشتم یک هفته هم خوردم و نتیجه اش به طرز چشمگیری در سایز و وزن موثر بودنیشخند

برای بقیه اش بریم ادامه مطلب . خیلی طولانی شد نیشخند


کالری دار ها چشمک

البته ژله تا اونجایی که من میدونم کالری زیادی نداره . از این ژله های خوشگل میتونید برای خودتون یا مهمونی ها درست کنید . من  دو مدلش رو درست کردم عالی بود و خودم که خیلی دوستش دارم .نیشخند برای در آوردن این رنگ خوشگل هم دو سوم  لیوان آب و یک سوم  لیوان شیر و ژله رو مخلوط میکنیم میگذاریم رو گاز و مرتب بهم میزنیم  تا بجوشه و مخلوط بشه آماده که شد دو تا قطعه یخ میندازیم توش به هم میزنیم .کف روش رو برمیداریم . کمی که سرد شد میریزیم تو ظرف  و وقتی بست قالب میزنیم . ژله پایه اش هم آلوئه ورا هست . اون رو هم آب و ژله رو مخلوط میکنیم . هر میزانی هست یک لیوان از ابش رو ( در کل مایع ) کمتر میریزیم . جوش که اومد برمیداریم یخ میندازیم  کف روش رو میگیریم .ژله شفاف میشه و تیرگی نداره .چشمک مدل گل و  مدل قلبی زبان میتونه مخلوطی از مدلها هم باشه .اولی رو برنگردوندم و تو همون ظرف بود . دومی رو برگردوندم .

10 

11 

 

12 

13 

این یکی هم چند رنگ هست روش هم نارنگی زبان

14 

درست کردن ژله سورپرایز هم از دست ندین . دستورهاش و مدلهای خوشگل و مختلفش تو اینترنت هست چشمکاین ساده ترینش هست  که من درست کردم

15 

این باقلوا رو من بصورت رولی و با  خمیر یوفکا درست میکنم عالی میشه . میتونید رول هم نکنید . در هر حال طعمش عالی هست خوشمزه دستورش هم که ساده دو لایه خمیر ( از نوع ایرانی نباشه سه لایه چون نازک تر هست ) بین هر لایه خمیر رو با برس کره آب شده  میزنیم . مواد رو روش پهن میکنیم . رول میکنیم و داخل فر میگذاریم تا طلایی بشه . بعد هم که در اوردیم شیره اش رو میریزیم و کمی که خنک شد برش میدیم  . اگر رول نمیخواین که  بین لایه ها مواد  رو میریزید  و بعد شیره رو میریزید و سرد تر شد برش میدینچشمک عکسش خوشگل نشده تاره

16 

17 

از نظر من پیراشکی کرم داری که آدم خودش درست کنه یک لطف دیگه ای داره نیشخند دستورش که تو اینترنت فراوان هست . من وقتی خمیر رو قالب میزنم ، به میزان لازم  از کرم رو داخلش میریزم سرش رو به این صورت  حالت میدم و سرخ میکنم . اون مدلی نمیکنم که اول سرخ کنم و بعد برش بدم کرم بریزم . اینطوری خیلی خوشگل تر میشه چشمکاکثرا هم مواقعی درست میکنم که خواهر زاده هام باشند . چه اینجا چه شمال .چون دوستدار پیراشکی های خاله هستند و من هم که جونم هست و اونهاقلب .  همسر هم هنوز در حسادت مونده  و بیان فرموده که نشده   برای من اختصاصی درست کنی نیشخند حسود هم هرگز نیاسودشیطان

18 

19 

20 

تیرامیسو هم که جای خود داره و عشقش در قلب من  ماندگارنیشخندخوشمزه این یکی رو اختصاصی برای خودم  و همسر هم درست میکنم  و فقط مختص  وقتهایی نیست که خواهر زاده ها هم حضور دارند چشمک از کم کالری به کجا رسیدیم . این قسمتها ، قسمت دنیا دو روز هست پس بخور کیفش رو ببر ، حساب میشهخنده  . من دوست دارم همیشه  تیرامیسو رو برگردونم و روش رو  هم از کرمش بزنم  . اگر کرمهاتون خوب  در نمیاد میتونید از پودر های آماده اش استفاده کنید . البته با چند بار تمرین، کرم خودتون خیلی بهتر میشه . امتحان کنید . ولی من محض احتیاط همیشه پودرش رو هم تو خونه دارم که یک موقع هوس کردم مواد لازم رو نداشتم نا کام نمونمنیشخند دومی مثلا میخواستم تزئین کنم حوصله مدل دادن نداشتم خامه زده شده رو با رنگ خوراکی قاطی کردم و با قاشق ریختم به جای ماسورهابله

21 

22 

23 

24 

امسال دست به درست کردن مربا شدم و این مربا به محصول من هست . یک دونه هل هم گذاشتم بدونید خوش عطر هم هستابله .و کمپوت گلابی دستپخت همسرنیشخند

25 

26 

ته دیگ سیب زمینی قالب زده شده  هم خوشگل میشه من که دوست دارم زبانو تزئین ماست و خیار  این مدلی بدون این که خیار رو با ماست مخلوط کنیم هم خوب میشه من اکثرا این مدلی میکنم . البته اینجا نعنا وسطش خوب گرد نشده نیشخند

27 

28 

29 

از قالب زدن کتلت هم غافل نشیدنیشخندهمینطور این ایده که من تو اینترنت عکسهاش رو با کوکو سبزی و تخم مرغ دیدم . خودم املت گذاشتم . نیمرو داخل نون رو هم درست کردم ولی کوکو سبزی رو تا حالا نه زبان

30  

 31 

و اما شامیچشمک . 

 روشی که خودم درست میکنم رو مینویسم . لپه پخته شده ، گوشت چرخ کرده ،پیاز، سیب زمینی پخته شده ( یک دونه متوسط) ، نون بربری خیس شده نیشخند آرد سوخاری یک قاشق غذا خوری سرخالی ، چاشنی همبرگر و کتلت ، فلفل و نمک  و زرد چوبه ،گردو ، یک عدد سوسیس متوسط نیشخند  البته اینها بسته به میزان موادتون هست . من معمولا زیاد درست میکنم برای ذخیره سازی و اندازه یک وعده درست نمیکنم .  همه اینها رو مخلوط میکنم و سه بار تو چرخ گوشت چرخ میکنم . باز هم یک مایه نرم و تو دل برو میشه نیشخند تخم مرغها رو ( بسته به مواد ) میریزم . بیشتر سفیده و یک دونه زرده . و مواد رو کاملا ورز میدیم . باید توجه داشت که طبیعی هست هر چه میزان گوشتش بیشتر باشه خوشمزه تر میشه و گوشت گوسفند هم باشه بهتر . فوت کوزه گری اش چرخ کردن هست .چشمک

اگر دوست دارید میتونید سبزی هم داخلش بریزید . سبزیتون باید کاملا ابش گرفته شده باشه و چرخ بشه . باز هم ابش رو بگیرید و داخلش بریزید . من معمولا مواد رو که آماده میکنم یک قسمتش رو برمیدارم و با سبزی مخلوط میکنم و اون رو تازه تازه درست میکنم . تو فریزر نمیذارم . مژه  بقیه رو هم طبق همون روشی که برای همبرگر گفتم  میذارم فریزر و یخ زده که شد بسته بندی میکنم . وقتی در میاریم با همون یخ تو روغن داغ ( نه زیاد داغ که یک دفعه بپره ) میندازیم  خودش رو که گرفت شعله اش رو ملایم میکنیم و طبق معمول سرخ میکنیم . اگر هم سرخ شده و سرد شده داخل  فریزر میگذارید دیگه زیاد نگه  ندارید و زود مصرف کنید . تو فر به راحتی گرم میشه . تو همون ظرفی که میخواین سرو بشه گرم کنید زبان حواستون باشه موادتون شل نباشه . تخم مرغ زیاد نریزید . اگر در درست کردن شامی مهارت ندارید تو موادتون آرد نخودچی بریزید ( کاری که من  هیچ وقت نمیکنم )  که وا نره .

32 

33 

34 

درست کردن کوفته رو قبلا نوشته بودم . برای اونها که یادشون رفته همون رو دوباره  برداشتم کپی کردم اینجا . نیشخند همونطور که میبینید .  اینجا موقع حرکت دادن کوفته ها بعضی هاش لب پرخنده(انگار ظرف شکستنی باشه )  شد . با سسش پوشش دادم نیشخند

من این رو طبق روشی که مریم جون یاد داده میگم. اول از گوشت چرخ کرده  که باید بدون چربی باشه . مخلوط گوسفند و گوساله .  سه بار باید چرخ بشه تا حسابی حالت چسبناک پیدا کنه .مریم جون تا چهار بار هم چرخ میکنه .  لپه کاملا پخته شده که  توی ورز دادن له بشه . برنج هم ایرانی باشه برنج های هندی نباشه که جون به جونشون بکنی  همون هستند  . برنج هم نیم پز تقریبا و ابکش شده .سبزی رو مریم جون مرزه و ترخون و گشنیز میزنه . سبزی باید قبل از خرد کردن کاملا خشک باشه و اب نداشته باشه .با غذا ساز خرد بشه بهتره . دو تا تخم مرغ . اگر حوصله ورز دادن ندارید آرد نخودچی( مریم جون به هیچ عنوان نمیریزه و میگه مزه اش رو خراب میکنه ) یک عدد پیاز رنده شده که اب پیاز  رو میگیریم و داخل مواد نمیریزیم .  نمک و فلفل و زرد چوبه. مریم جون فلفل رو کمتر میزنه و کمی ادویه کاری اضافه میکنه .

همه اینها رو با هم مخلوط میکنیم و حسابی ورز میدیم . مریم جون یک مقدار با دست ورز میده و مخلوط که شد میریزه توی غذا ساز اون تیغه که برای ورز دادن خمیر کیک یا نون  هست . میذاره حسابی ورز داده بشه و چسبنده بشه .

یک گلوله از مواد برمیداریم توی دست پهن میکنیم بینش گردو ، آلو ، زرشک و پیاز داغ میریزیم ( مریم جون تخم مرغ اب پز نمیریزه دوست داشتید تخم مرغ رو بپزید و  حلقه کنید وسط هر کدوم یک  حلقه بذارید )  بعد میبندیم و گرد میکنیم .حسابی باید گرد و بدون منفذ و ترک خوردگی باشه . توپ قلقلی درست و حسابی بسازیدنیشخند هر اندازه که دوست دارید . تازه کار هستید اندازه  کوفته ها رو کوچکتر بردارید .

برای سس . پیاز داغ ،  چند تا آلو ، مقداری  زرشک  . نمک . فلفل .( اگر ادویه دوست  دارید ادویه ها ای که مطابق با ذائقه تون هست میتونید بریزید .)بسته به میزان  کوفته ها یک یا دو عدد چوب دارچین  و  رب .با هم یک تفت میدیم . روغن خیلی کم . چرب نباشه . روغن پیاز داغ  قبلا گرفته شده باشه .پیاز داغ آماده استفاده میکنید هم باز کمی روغن بریزد .  (زیاد چرب نشه یک وجب روش روغن بیاد ) اب میریزیم تا جوش بیاد. زیرش رو کم میکنیم  . کوفته ها رو دونه دونه داخلش میذاریم . با فاصله .که پخته شد جا داشته باشه . اگر قابلمه کوچیک  هست  باید توی دو تا قابلمه باشه  .  میزان آب به اندازه باشه که  دو سوم کوفته رو بپوشونه .   آب که با کوفته ها جوش اومد  درش رو میذاریم تا بپزه .حرارتش هم نه خیلی کم که اصلا نپزه و نه زیاد که آبش تموم بشه . ریز ریز بجوشه و بپزه  و ابش غلیظ بشه . اگر دوست دارید ترشی اضافه کنید در مرحله آخر باشه که دو سه تا قل بخوره بردارید . زیاد هم ترش نکنید . مریم جون که یک قاشق غذا خوری آب نارنج میریزه فقط برای  خالی نبودن عریضهنیشخند . شما ترش  دوست دارید بنا به ذائقه خودتون بریزید یا اصلا نریزید . برای کشیدن کوفته ها در ظرف هم باید حواستون باشه که  وا نرن . اگر بار اولتون هست با مواد کم  امتحان کنید .

میزان گوشت باید  خیلی بیشتر از میزان برنج و لپه باشه . میزان برنج و لپه باید برابر باشه و سبزی هم چند تا قاشق باید بریزید و به هم بزنید چشمی ببینید که زیاد پر سبزی نشه . سبزی برای معطر شدن باشه و طعم دادن نه این که تبدیل به کوفته سبزی بشه .

35 

36 

37

38 

39 

 و اما برای فسنجون خوشمزه برای داشتن فسنجون خوشمزه هم فوت کوزه گری اش این هست که گردو ها تا چهار بار با چرخ گوشت چرخ بشن . یک قاشق  غذا خوری  هم کنجد به گردوها از همون اول اضافه بشه . البته اگر میزان زیاد هست کنجد هم میتونه بیشتر بشه ولی دیگه خیلی زیاد نریزید چون کف میکنه موقع پختننیشخند وقتی حسابی چرخ کردیم با اب مخلوط کرده و میگذاریم رو شعله زیاد تا جوش بیاد ، شعله اش رو  کم میکنیم یک نیم ساعتی بجوشه بعد مرغها رو داخلش میندازیم  تا مرغها بپزه و فسنجون هم روغن بندازه و  جا بیفته . به هیچ وجه آبش زیاد نباشه . من عادت دارم تو آرامپز درست میکنم . اول رو گاز جوش بیاد بعد میریزم تو ارامپز و صبر میکنم مرغ رو دیرتر اضافه میکنم . دلیلش هم این هست که گردو وقت لازم داره تا روغن پس بده و مرغ زودتر میپزه نیشخند اگر با  ماهیچه درست کنید یا گوشت  که  باز هم خوشمزه میشه . توجه داشته باشید زمان زیادی رو لازم داره تا ماهیچه حسابی بپزه و نرم بشه .مژه رب انار رو بعد از این که مرغ نیم پز( رو به پختن ) شد میریزیم . اگر ملس دوست دارید شکر رو هم هر میزانی دوست دارید همون موقع اضافه کنید و اگر ترش که هیچی . به علاوه بعد از این که رب انار کمی جوشید، یک قاشق مربا خوری رب گوجه اضافه میکنید که خوشرنگش میکنه . نمکش رو هم در اخر اندازه کنید . با توجه به این که ربها نمک دارند . این عکس رو این بار که مامان  درست میکرد گرفتم و یادم رفت که از آماده اش هم عکس بگیرم . نیشخند روغنش هم روغن پس داده شده کنجد و گردو هست .جا بیفته خیلی خوشرنگ تر میشه .

40 

در حال حاضر من شرمنده کالری رسانی شدم که  نوشته های کالری دار پر و پیمون تر بودخنده

در هر حال نوش جان . توصیه آخر . ورزش  رو فراموش نکنیدنیشخند


 کامنتها تاییدی نیست 


نویسنده : بانو تاریخ : سه‌شنبه 6 اسفند 1392 نظرات (342)

153 روزمره
طبق معمول اومدن مامان و بابا و خواهرم برای من روزهایی رو  پر از خوشحالی و شوق و ذوق رقم زدقلب. تا تونستم در کنار مامان و بابا و خواهرم و بیشتر از اون خواهرزاده ها کیف کردمبغل . دلم میخواست  طوری میشد که میتونستم مرخصی بگیرم سر کار هم نرم ولی نشد . با همه اینها خیلی خوب بود و خوش گذشت .  همسر که عقیده داره من هر وقت خانواده ام رو میبینم زیادی لوس میشم  ولی خودم که فکر میکنم بهتر بود نزدیکشون باشم هر روز ببینمشوننیشخند خواهرم که رفت زیاد غصه نخوردم چون مامان و بابا بودن .ولی مامان و بابا که رفتند من بصورت مفصل مراسم گریه کردن و آه کشیدن و غصه خوردن و به عبارت ساده تر بچه ننه بازی معروف رو به جا آوردم ابله دست خودم نبود خوب . وقتی میان و میرن  جای خالیشون بد جور اذیت میکنه .

همسر هم اون شب نبود . با بهار خونه مامانش بود و من بیشتر تونستم مراسم بچه ننه بودن و غصه خوردن  رو به جا بیارماوه

پدر شوهر که عمل کرده بود مامان و بابا تماس گرفتند و احوالپرسی کردند . تهران اومدن هم بابا  تماس گرفت و رفت دیدن پدر شوهر . تنها رفت و مامانم نرفت . یعنی دوست نداشت برهخنثی . شاید هم تقصیر من  هست که این مدت هر چی میشه به مامانم میگم  که این رو گفتند و اون رو گفتند و مامان هم دلخوریش رو اینطوری بروز میدهابرو . در هر حال همسر  گله داشت چرا مامانت نرفت . گفتم مامانم دوست نداشت بره .من هم جای مامانم بودم نمیرفتم تازه بدم هم نمیومد به بابا هم بگم که نره  .تو هم  اگر گله ای داری به خود مامان  بگو  چرا دیدن بابات نرفتهبازنده .من مثل تو نیستم که میگی به من بگو  . من خوشحال میشم اگر هر گله و مشکل و صحبتی داری مستقیم به خود مامان و بابا بگی .  همسر هم بس کرد و دیگه نه به من گله ای کرد نه به مامان گفت .واقعا فکر میکنه ما حوصله داریم و اعصاب اضافی. همه چیز خوبه فقط مشکل عیادت مامان و بابا از پدر شوهر هست چشم 

دیروز تو اداره حالم اصلا خوب نبوداوه . بیحالی و سردرد و حالت تهوع انقدر اذیتم کرده بود که دوست داشتم  فقط  استراحت کنم   و نمیشد . کلی  کار سرم ریخته بود . هیچی هم نتونسته بودم بخورم  . در اصل چیزی تو معده ام نمونده بود افسوس.  از شانس بسیار خوب قرار بود  بریم خونه مادر شوهر .  به همسر زنگ زدم اگر میشه  نریم و حالم خوب نیست . انگار چی گفته باشم .گفت نخیر نمیشه تا حرف خونه مامانم شد تو مریض شدی و حالت خوب نیست و جون نداری .نکنه از شوق خونه مامانم اینا اینطوری شدی خنثی انگار دست من بود که مریض شدم .خوبه خودش هم میدونه خونه مامانش اینها شوق داره ذوق داره آدم نرفته انرژی منفی میگیره منتظر گفتم مثل این که تو حالت از من بدتره  و خداحافظی کردم .

دوباره  زنگ زدم گفتم حداقل  من برم خونه تو هم بیا با هم بریم . گفت نه من دیرتر میرسم. بری خونه برگردی  تو ترافیک میمونی   .البته من از صبح لباسم رو برداشته بودم که مستقیم برم و  اونجا عوض کنم ولی ترجیح میدادم که برم خونه و دیرتر برم . در هر حال از اداره رفتم  و وقتی هم رسیدم به همسر زنگ زدم دیدم هنوز نرسیده اوه. گفتم پس من هم زنگ نمیزنم نمیرم تو . اینجا هم جای پارک نیست . میرم خیابون بالایی پارک  میکنم تو ماشین هستم تا تو بیای بازنده. غر زد که چرا . گفتم هر چی بگی که تا تو نرسی من نمیرم حوصله ندارم . زودتر بیا . همسر هم رو دنده لج بود گفت راستی میگی بری بالا میخورنت . من هم جوابش رو ندادمچشم خداحافظی کردم   . فکر هم کردم تنهایی برم چون اینطوری نی نی خانوم رو بیشتر میدیدم .ولی دیدم حال و حوصله ندارم و تنها نر م بهتره .در هر حال صندلی رو خوابوندم و  دراز کشیدم و  خوابم برد  تا همسر  تماس گرفت که جلوی در خونه هست .

تا برم و برم تو پارکینگ و بریم  بالا هم انقدر غر زد خودش رو کشت آخ. انقدر حالم بد بود حوصله نداشتم یک کلمه حرف بزنم  .  خوبه خودش هم دید جون  ندارم . رفتیم و  سلام علیک کردیم  و تا من  برم لباس عوض کنم ، دیدم مثل این که از رنگ رخساره من سر درون رو فهمیده . برام چایی نبات  آورد . مامانش هم که غر زدن همسر رو ندیده بود فقط چایی نبات درست کردنش رو برای من و این که گفت حسنا حالش خوب نیست رو دید .افکار مادر شوهرانه به مغزش هجوم آورده بود بهانه میگرفت هیپنوتیزم  .

حالا  تا اون موقع نمیتونستم هیچی بخورم . تو اداره هم چایی خورده بودم و فایده نداشت .اون چایی نبات به معده ام سازگار شد  یک دفعه نیشخند  برادر شوهر برام مسکن هم آورد . دیدم بهم ساخته یک دونه شیرینی هم خوردم.  برادر شوهر سیب پوست  گرفته بود تعارف کرد یک تکه سیب هم برداشتم  خوردم . بعد دیدم معده ام خیلی سر سازگاری داره یک دونه موز هم خوردم. یک دونه سیب هم خودم پوست گرفتم خوردم  . نیشخندخنده ام گرفته بود مادر شوهر باورش نمیشد حال من بد باشه . البته حق هم داشت حتما فکر کرده بود این که داره همه چیز میخورهخنده. گفت حسنا جون مثل این که حالت بهتره .گفتم بله تا قبل از این که بیام اصلا خوب نبودم ها الان بهترم  اشتهام باز شده ابلهاشاره به پیش دستی میوه من کرد  گفت نارنگی پرتقالت هم بخور . واقعا داشتم خودم رو کنترل میکردم که نزنم زیر خنده . انقدر جالب گفت که تا عمق کنایه اش هم معلوم بود.ولی من دیگه زیادی به معده فشار نیاوردم اونها رو گذاشتم بعدا خوردم . خوب تقصیر من نبود گرسنه بودم هیچی نتونسته بودم بخورم  خوشحال شده بودم معده ام یاری میکنه نیشخند 

برای شام هم خوراک مرغ بود . تجربه به من ثابت کرده که خونه مادر شوهر با احتیاط غذا رو بکشم. مخصوصا مرغ . چون معمولا مادر شوهر حوصله نداره صبر کنه تا مرغ بیچاره مغز پخت بشه  یول. کم کشیدم و خوردم دیدم چه عجب خوشمزه شده . تشویق شدم که از خودم پذیرایی کنم بیشتر بریزم نیشخند بعدا فهمیدم خواهر شوهر از صبح اونجا بوده و خوراک مرغ هم کار اون بوده .جالب اینجا هست که مادر شوهر اصلا هم ناراحت نمیشه بچه ها سر غذا شوخی کنند و یا بگن خوب نبوده . خودش هم از شوخیهاشون میخنده حسابی . اعتراف هم میکنه همیشه که حوصله غذا درست کردن نداره . همین هست که بچه ها از مادر نا امید ،خودشون دست به کار شدند و همه از دختر و پسر آشپزیشون خوب شده نیشخند 

از نی نی خانوم بگم که ماشالله ماه بود ماه تر شده بغلماچ تپلی بامزه خوش اخلاق . ماشالله قلب آدم دوست داره قورتش بده . هنوز نرفته مادر شوهر پدر شوهر دغدغه این رو دارند که یک روز نبیننش دلشون تنگ میشه . بس که ماه و مظلومه . اصلا بچه بهانه گیری نیست بغل همه رو عاشق خودش کرده . بهار که انقدر دوستش داره عکس وا× یبر و صفحه اسمش رو نبر و  ( اینطور که شنیدم )  صفحه موبایلش هم عکسهایی هست که نی نی خانوم به بغل هست  . مرتب هم  حواسش هست  لباس تک تو دل برو نی نی که میبینه میگیره و خودش میبره با شوق و ذوق تنش میکنه و عکس میگیره . در کل  عاشق دختر عموش شده . طفلک جاری چی میکشه از دوری دخترشناراحتالهی زودتر درست بشه کارشونافسوس

میخواستم در مورد بهار هم یک چیزی بنویسم  که پشیمون شدم ...... بگذریم. بعدا بگم بهتره افسوس  به علاوه خواستم چند تا دستور اشپزی هم بنویسم  که ننوشتم . نمیدونم حوصله دارید یک پست اشپزی بذارم شما هم از  عذاها بگید و صفا کنیم یا نه  نیشخند البته در مورد غذاهای کم کالری و در عین حال خوشمزه چشمک


رمز پست قبل 111 است و کامنتهاش هنوز بازه،
اگر کسی نظری در مورد اون پست یا کامنتهاش داره، لطفا همونجا بنویسه.


نویسنده : بانو تاریخ : سه‌شنبه 29 بهمن 1392 نظرات (364)

152 مامان و بابا
پست مربوط به سفر حسنا و کامنتهای سفر حسنا به اسپانیا، ایتالیا و فرانسه (کلیک کنید)

نویسنده: حسنا بانو - ٢۱ بهمن ۱۳٩٢

ممنون از همه شما دوستان عزیز برای دعا کردن در پست قبلقلب.امروز از روزهایی هست که من خیلی خوشحالم نیشخند چی بهتر از این که مامان و بابا  اومده باشن تهران و اومده باشن کلید رو از من گرفته باشن و الان تو خونه ما در حال استراحت ، تا من بعد کارم با شوق و ذوق برم خونه پیششونقلب . تازه  قرار باشه تا شنبه هم بموننبغل از اون خوشحال کننده تر که خواهر دوم هم با شوهر و بچه هاش  امشب میاد و جمعه برمیگرده و اصلا هم به من مربوط نیست اگر راه ترافیک باشه چون من نمیذارم یک روز زودتر برگردننیشخند حیف که خودم نمیتونم مرخصی بگیرم .ولی باز هم خوبه . خیلی خوشحال کننده هست که آدم از سر کار بره خونه و مامان و باباش باشن قلبتازه از چهارشنبه که برمیگرده خواهر و خواهر زاده ها هم باشن چشمک این چنین است که من از  همین الان در ذوق و شوق به سر میبرمنیشخند

جمعه قبل همسر مهمون داشت . باز هم مهمون کاری  و بینهایت هم سفارش میکرد که همه چیز خوب باشهابرو .

این مردک مگه دفتر کار نداره؟

این خونه مگه حرمت نداره؟ مگه خانواده توش زندگی نمی کنند؟ 


مردک یا کارمند یک شرکت است که دیگه دلیلی نداره مهمونای شرکت را بیاره خونه. تازه اگر جلسه ای هم باشه با حضور بقیه اعضای شرکت باید باشه یا شرکت برای خودشه که مهمونش را هم می بره همون محل شرکت. 


نهاری هم اگر بخواد بده به مهمونهاش می برن رستوران. 

 با این که تعداد زیاد نبود و شش نفر بیشتر نبودند ، حسنا انتظار داشته سمینار یکصدنفری برگزار کنه همه چیز رو لیست کرده بودم که چیزی از قلم نیفته .با تمام اینها  واقعا نمیدونم چطور شده بود و من تو چه گرفتاری و مشغولیت ذهنی بودم که شیرینی نخریده جلوی شیرینی رو تیک زده بودم که یعنی انجام شده خنثی  حس میکنم چیزی نبوده جز آلزایمر مقطعینیشخند به اضافه نابینایی مقطعی که این شیرینی کجا هست چشم من نمیبینه ابله علاوه بر اون رژیم داشتن و دست به شیرینی نبردن . چون اگر اینطور نبود که به محض خریدن باید از هر مدلش یک امتحانی میکردم خیالم راحت بشه که قنادی کارش رو خوب انجام داده . نیشخند مدیون هستید اگر فکر کنید من به جز  اطمینان از این که کارش رو خوب انجام داده قصد دیگه ای دارم زبان

در هر حال روز جمعه درست وقتی که همه چیز آماده بود و من داشتم میوه میچیدم  ، همسر سراغ شیرینی رو گرفت و گفت کجا گذاشتم که خودش بچینه و من هر چقدر فکر کردم به نتیجه نرسیدم  که شیرینی کو و پس چرا تیک زدم و الان نیست و یادم رفته بازنده

قاعدتا خرید که تمام می شه لیست می ره سطل آشغال. لیست حضور غیاب نیست که تا آخر ترم نگه داری واسه ارزشیابی.

من اگر ببینم شیرینی نیست یه کم فکر می کنم ببینم صحنه شیرینی خریدن یادم می آد و بعدش هم می گم ای وای یادم رفته. نه این که برم جیب پالتو یا کیفم را نگاه کنم، لیست را پیدا کنم، ببینم اگر تیک زدم بعد بگم خب تیک داره پس حتما باید باشه. بذار یخچال را بگردیم ...  

حسنا جون اگر بر اساس واقعیت بنویسی اینطور نمی شه. اما چون داستان می نویسی نکات این مدلی و اشتباهات اینطوری پیش می آد. ناراحت نشو. فقط یه کم دیگه بیشتر روی داستان نویسیت کار کن. تو این قسمت فقط کافی بود می نوشتی شیرینی یادم رفته بود بخرم. اون تیک و میک را بی خیال می شدی 

و اصلا میگم من یک جایی نرفتم . همون شیرینی فروشی بوده ابلهخوب همسر که از شنیدن این موضوع و تعجب من که چرا تیکش هست و خودش نیست، خوشحال نشدزبان یک دفعه جوش آورد و شروع به سخنرانی کرد . این که صد بار به من گفته اگر چیزی هست که نگرفتم بگم تا خودش بگیره و من گفتم نه  هیچی . این که با اینها رو در بایستی داره و الان چیکار کنه . این که من چرا به فکر نبودم و سهل انگار هستم و...... همینطور سخنرانی میکرد . وقتی هم بود که نه خودش میتونست بره بگیره و نه من . چون در هر حال احتمال اومدن مهمونها در اون فاصله بود  . خنثیاین در حالی بود که تنقلات دیگه آماده بود . من جمله  چند نوع شکلات ولی خوب همسر سخنرانی میکرد که حتما باید شیرینی میبوده و نیست و من هم مقصر هستم اوه خوب من میدونم  مقصر بودم و نمیدونم چطور شده بود واقعا .

ولی این که همسر انقدر شلوغش کنه و صداش رو بلند کنه از حوصله ام خارج بودنگران مخصوصا که مشکل اونقدر حاد نبود و خود همسر بعد از داد و غر زدن با شیرینی فروشی تماس گرفت و  سفارش داد و گفت سریع بفرستن .بعد  از تلفن زدن گفت فقط همین یکی بود یا باز هم هست ؟ گفتم همه چی مرتبه  بیا خودت ببین . گفت معلومه که  میبینم به کار و  حرف تو اعتمادی نیست . حداقل تا دیر نشده بتونم یه خاکی تو سرم بریزم .نگران وقتی بهش گفتم  بیا خودت ببین فکر نمیکردم این حرف رو بزنه . چون از صبح خودش دیده بود  من همه چیز رو مرتب کردم و درست کردم .به علاوه دیده بود که من حتی خریدها رو هم همه رو خودم انجام داده بودم و لیست کرده بودم . راه افتاده بودم از آشپزخونه برم بیرون . این حرف آخر رو که زد شدیدا ناراحت شدمقهر .  برگشتم به طرفش گفتم ببین ازت متنفرم . خیلی هم متنفرم آخ.  مطمئنم هیچ وقت تو زندگی مشترکت این فرصت رو نداشتی که سر همچین قضیه ای داد بزنی بهانه بگیری .

حسنا جون خریدهای خانم اولی همیشه با مردک بود. یادته که یه بار مردک به تو زنگ زده بود که برو خریدهاش را انجام بده. اگه یادت نیست لینک بدم بری بخونی. چیزی هم اگر جا می افتاده مردک باید سر خودش داد می زده.


اون خانم زندگیش با تو فرق داشته. نمی خوام بگم هر زنی خرید می کنه یا وضعیت اقتصادیش خوب نیست زن بدیه یا ... اما مقایسه خودت با خانم اولی مسخره ترین کاریه که می کنی. مردک هم کلی تو دلش بهت می خنده. پس هیچوقت تو دعواها حرفش را پیش نکش.

 همیشه جوابت حاضر آماده بوده  یا اصلا به خودت اجازه نمیدادی این حرفها رو بزنی چون  یاد گرفته بودی که اگر بگی عواقبش بدترهخنثی. دلت می سوزه که الان داره اون عواقب بدتر را تحمل می کنه و چون حرف گوش نکرده کل زندگیش را ازش گرفت؟؟ ابله

دقیقا نشون می ده چقدر از این عواقب همه جاتون می سوزه که وسط دعوا مطرحش کردی چشمک

یاد گرفته بودی کوتاه بیای و ساکت باشی تا همه چیز خوب و خوش باشه .  تازه فهمیدی که میتونی بهانه بگیری داد بزنی توقع داشته باشی .اون واکنشی که  همیشه میدیدی رو هم نبینی .

من هم بلدم خیلی راحت  از دو نفر مهمون گرفته تا هر تعدادی، گوشی تلفن دست بگیرم غذا و دسر و هر چی لازم باشه سفارش بدم  . یک کارگر هم بیارم دم دست خودم تا  کارهای دیگه رو انجام بدهابرو .

دارندگی و برازندگی. تا کور شود هر آن که نتواند دید !

چرا نکردی؟ نداشتی که بکنی. بلد نبودی که بکنی. وگرنه لازم نبود هنر خورشت بادمجونت را برای مردهایی که اصلا نمی شناسی به خرج بدی! دوست و آشنا و فامیل نبودن که آدم دوست داشته باشه دست پخت خودش را براشون سر میز بیاره یا ....  

مثل این که اینطوری عادت کردی . برات شوک کننده  شده که  من با وجود اینکه سر کار میرم همیشه این کارها رو هم خودم میکنم به خونه زندگی هم میرسم .نمیفهمی من با علاقه این کار رو میکنم وگرنه از سر باز کردن برای من راحت تره . چون شیرینی یادم رفته به حرف من به کار من به هیچی اعتماد نیست . بار اوله که میبینی من چطوری از مهمون پذیرایی میکنم ؟خسته نباشی . کم کم دارم میفهمم که  لازم نیست اینطوری باشم چون تو یک مدل دیگه عادت کردی . همین الان دوسه تا ظرف هم پرت کنم کف همین اشپزخونه بشکنم بیشتر ساکت میشی بیشتر کوتاه میای .خنثی

من اگر جای خانوم اولی باشم اون ظرفها را پرت می کنم تو سر مردک. اگر چیزی شکسته و داد و بیداد کرده، بخاطر هرزه گری مردک بوده، نه دعوا سر این که شیرینی تیک خورده یا نخورده.

گفتن اینها اعصاب خودم رو بیشتر خرد کرده بود . از این که چنین مقایسه ای  بهش می گن قیاس مع الفارق  کردم چنین حرفی زدم عصبانی شدم . تنم میلرزید و طبق معمول اشکم هم میریخت و حرف میزدم و  بدبختی چند تا مورد دیگه هم چاشنیش کردم نگران گفتم تو عادت داری تو جواب هر اعتراضی، بشنوی خوب کاری کردم باز هم همین کار رو میکنم تو هم هیچی نیستی . انتظار  هم دارن  که بری بگی  ببخشید که من گفتم چرا اینکار ها رو کردی . باز هم بکن خنثی.  تو هم اول و آخر میدونم که میری ببخشید  هم  میگی . پس بهتره من هم یاد بگیرم که چطوری باید با تو زندگی کرد .

همسر هم گفت بسه حرف نزن یا حسنا زیادی داری حرف میزنی ساکت شو  . درست حرف بزن ( نمیدونم کدوم حرفم نادرست گونه بوده ) و این که کی هیچین چیزی بوده و رفته گفته ببخشید و مثل این که من توهم دارم و نمیبینم که  این مدت  کوتاه نیومده   و  من چرا حرف بیخود میزنم و ........ بین حرفهای من اینها رو هم تحویل میداد 

 من گفتم و طبق معمول به اتاق پناه بردم تا بشینم رو  تخت و گریه کردنم رو ادامه بدم  گریه صدای غر غر  کردن همسر هم همچنان میومد  . که هر چی دوست دارم میگم و صدام رو بالا میبرم و .....از این قبیلچشم من هم بین گریه  از تو اتاق گفتم من حرف بدی نزدم تو خودت شروع کردی .بدون دل منو شکوندی یادم نمیره . خیلی ناراحت بودم . بیشتر از خودم که چرا این دوتا موضوع رو به هم ربط دادم . میتونستم در مورد خودم حرف بزنم نه دیگران و خیلی خیلی ناراحت بودم که چرا فقط در مورد خودم صحبت و گله  نکردم آخ

این جمله را برای کامنترهاش نوشته. چون یهو از حسنای مهربون که دائم دست به دعای سلامتی و آرامش خانوم اولی بود، تبدیل بشه به حسنای حسود و بدجنس، براشون شوک کننده نشه. آروم آروم دوزش را می بره بالا، تا جایی که وقتی در مورد طلاق خانوم اولی و رفتنش از زندگی حسنا می نویسه (دقت کنید زندگی حسناست و اون مزاحمه )، قورباغه ها پخته شدن و موافقت خودشون را با برنامه با کف و سوت و صلوات اعلام کنند و حتی اون را کاری خدایی و الهی ببینن که در انجامش تاخیر شده!

اومد تو اتاق گفت بسه سخنرانی نکن برو صورتتو بشور الان میان  میبینن با این قیافه گریه کردی هستی . جواب ندادم ولی رفتم صورتم رو شستم . از بدبختی های جدیدم هم این که تازگی تا عصبی میشم بدنم واکنش نشون میده نگران.  دستم میلرزه تپش قلب میگیرم و بدتر از همه ثابت شده که به کمرم هم ربط مستقیم داره  . دکتر رفتن ثابت کرده هیچ موردی وجود نداره به غیر از این که عصبی هست . البته در این که دکترها تا یک چیزی دلیل نداره به اعصاب ربطش میدن ، شکی  نیست ولی تجربه هم ثابت کرده که کمر درد من ربط به عصبی شدنم داره  .افسوس  سی سال سن و این مرضها؟ به چه قیمتی زندگیت را فروختی؟

داشتم تند تند آماده میشدم. دستم همینطوری میلرزید و کمرم هم  دوباره تیر میکشید. همسر یا دلش سوخت یا این که فهمید اشتباه کرده . اومد دستهامو که میلرزید گرفت تو دستش  گفت ناراحت نشو من عصبانی بودم یه چیزی گفتم و  بعد بغلم کرد . من هم دوباره اشکم در اومد گفتم آخه تو دل آدمو میشکونی .نگران گفت بس کن دیگه یک کلمه گفتم شیرینی نگرفتی . ( البته فقط یک کلمه گفته بود  بقیه اش حرف و داد بیداد دیوار  خونه بود همسر نبودچشم)  گفت تو هم تازگی زیادی زبون دراز شدی ها .  سر هر چیزی دو متر زبون در میاری . حواست باشه  چی میگی . من مونده بودم بالاخره بغل کردن و ناز کشی مذکور  از دل در آوردن بود ، دلسوزی بود ، گلایه بود ، اولتیماتوم بود همه منظوره بود هیپنوتیزم

در هر حال  زود آماده شدم و مهمونها هم دوتاشون  رسیده بودند و من در حال حرص خوردن بودم ،که شیرینی رسید و بالاخره همون شد که نباید میشد و مهمونها فهمیدند خودشون زودتر از شیرینی رسیدن چشم همسر به جای غر زدن سریع میرفت شیرینی میگرفت و برمیگشت سریعتر میشد تا این که غر بزنه و بعد تلفن بزنه و بعد هم  بگو نگو بشه و تازه دوباره تماس بگیره که این شیرینی چی شد و بالاخره هم بعد مهمون برسه . ولی شانسی هنوز چای رو نریخته ، شیرینی رسید و شده بود حکایت شیرینی پر ماجراابله

مهمونی هم خوب بود .پذیرایی ها رو هم خود همسر کرد و من فقط سلام علیک کردم و چایی رو ریختم  رفتم و بعد هم غذا ها رو کشیدم  و سر میز بودم . بعد هم دوباره رفتم تا موقع خداحافظی . سه تا از مهمونها رو قبلا دیده بودم . یکیشون همون بود که بار قبل هم اومده بود  و سوال کرده بود دخترتون با شما زندگی نمیکنه خنثی. این دفعه یک نفر دیگه بود که  قبلا به همسر گفته بود برای پسرش و بهار .خیلی اتفاقی بهار رو  تو یک سمیناری که  همراه همسر رفته بود  دیده بودند . تو یکی از این مسافرتها بود .  همسر هم  که استاد بهانه گیری گفته بوده پسرتون شغل مستقل نداره و من دوست ندارم آدم وابسته ای به موقعیت پدرش باشهیول . اون هم گفته بو که فعلا اینطوریه . فوقش رو که بگیره براش شرکت تاسیس میکنه که مستقل باشه این جمله همچنان وابستگی پسر به موقعیت پدر هست، معنیش استقلال نیست. مگر این که خود اون پسر شرکت تاسیس کنه و کاری شروع کنه  و همسر هم گفته بود هر وقت مستقل شد صحبت میکنیم . به عبارتی بره مستقل بشه تا ببینم بهانه  جدید چی دارم بازندهمن نمیدونم چطور موقعیت مناسب تری از سر میز ناهار برای سوال کردن در مورد دختر خانوم و احوالپرسی ، پیدا نکردخنثی

بعد  هم دوباره حرف تکراری اون آقایی که بار قبل گفته بود رو ، زد . گفت من فکر میکردم دخترتون هم اینجا هستند .  نمیدونستم شما زندگی جدیدی رو شروع کردین .   همسر  گفت بله مدتهاست  اینطور صلاح دیدم . زندگی شخصی من به مسائل کاری مربوط نمیشد که شما بدونید .  اگه زندگی شخصیش از کاری جداست این سبیل کلفت ها را چرا می اره خونه؟ در مورد مسائل دیگه هم که قرار بود هر  وقت شرایط لازم رو داشتید  صحبت کنیم . اون که دیگه حرفی از خواستگاری نزده. گفته فکر کردم دخترت اینجاست. مردک خیلی مسخره در مورد مسائل دیگه حرف را پیش کشیده !! 

انقدر هم ریلکس و با لبخند  گفت که انگار حالش رو پرسیدن و  داره میگه ممنون خوبم چشم 

آقاهه هم گفت البته همینطوره . ببخشید  سوال کردم چون از وقتی اومدم این سوال تو ذهنم بود .قصد فضولی نداشتم . همسر هم باز ریلکس گفت خواهش میکنم مساله ای نیست .  من هم داشتم فکر میکردم خوب سوالت رو توی ذهنت نگه میداشتی بعدا از خودش تنهایی میپرسیدی. باید سر میز ناهار رفع کنجکاوی میکردی؟ابرو البته من تا اون موقع هم نمیدونستم که این آقاهه همون آقاهه  هست .  در موردش شنیده بودم ولی نمیشناختمش که . بعدا همسر گفت که همون بوده . 

بالا هم گفتم. اگر اون آقا اصلا حرفش را پیش نکشیده و حتی تو متوجه نشدی در مورد خواستگاری بهار حرف می زنه، خیلی زشته که مردک خودش بی جهت مطرحش کنه. یه بار کسی خواستگاری کرده و تمام شده. شاید اصلا نظرشون عوض شده باشه. دیگه هر وقت ببیندشون که نباید بگه شرایطتون جور شد؟ هر وقت جور شد صحبت می کنیم 

 و من تازه فهمیدم که چرا احوال بهار رو میپرسید و این سوال رو کرد و علاوه بر اون فهمیدم این آقاهه چرا موقع سلام علیک و وقتی همسر معرفیم کرد انقدر با تعجب  برخورد کرد خنثی  ذوق کرده پدر زن پسرش پایه است. گفته برم به پسرم بگم به فکر دومی باشه 

من مونده بودم تو اعتماد به نفس همسر هیپنوتیزم.  اصطلاح  اعتماد تا سقف هم  میشه گفت چشم که انقدر راحت جوابش رو داد و اینطور صلاح دیدم رو گفت . من بودم که هیچی به ذهنم نمیرسید تا سریع به طرف بگم و تازه بگم صلاح دیدم خنثی  


حسنا بانو یک زن دوم،
عنوان پست هست "مامان و بابا". یک جلسه دعوا سر شیرینی را مطرح کردی که در لفافه از عذرخواهی مردک از خانوم اولی صحبت کردی و به قول دوستان یه دور همی مردونه هم تو خونه تون برگزار شده که اون را هم قاطی ماجرا کردی. در ضمن حواست هست که نمی شه یهویی بهار و مامانش را از قصه بیرون کنی و شوک کننده است، فعلا مامانه را بردی تو حاشیه و هر بار گریزی هم به حضور بهار در زندگی باباش می زنی. ایشاله اینم شوهر بدی و اونم طلاق بدی، روال قصه کاملا عادی بشه. 

تاکیدت روی "مامان و بابا" و انتخابش به عنوان تایتل نشون می ده که همه حواست و تمرکزت روی اینه که به ما بگی مامان و بابا قهر نیستن. این متن را اگر بخوای بر اساس ظاهر نوشته شما تصحیح کنی، اولین کار این هست که پارگراف خبری آمدن مامان و بابا باید بره انتهای متن. تیتر متن هم عوض بشه و عنوانی باشه که روی مهمونی و دعوا تاکید داشته باشه. اما اگر بر اساس اون چیزی که در ذهنت هست بنویسی، روالش درسته. نگاه عمیق تر به متن نشون می ده تو ذهن حسنا چی بوده که روال و ترتیب بیان مسائل اینطوریه !

اون مهمونی مردونه یه اتفاقی بوده شاید افتاده، شاید هم نیفتاده و کلا الکی چپوندیش این وسط. که بتونی دعوا را توضیح بدی، بهانه شیرینی و خرید را مطرح کردی. با این که اصلا عادی به نظر نمی رسه که دوتایی خرید نرفتید یا خودش نرفته خرید! معلومه که این موضوع شیرینی را الکی نوشتی.
این که مامان و بابا بعد از 5 ماه که شما خونه را عوض کردی سرو کله شون پیدا می شه،
این که شما با مردک دعوا می کنی و توی دعوا صحبت از بی توجهی مردک به خواسته های تو و کنار اومدنش با همه کارهای خانوم اولی می شه و خانم اولی هر کاری دلش می خواد می کنه و مردک جرات نداره بهش "تو" بگه و زبونش سر تو دراز هست، یه چیز دیگه را نشون می ده!  
چی را؟ گوش کن برات تعریف کنم.

مردک به تو قول داده بود که در مورد بیرون انداختنت از خونه توسط خانوم اولی یه کاری بکنه. آخرین بار هم که مامانت اومد یه ماه موند و سعی کرد یه کاری کنه که مردک فقط وعده وعید داد و کاری نکرد.
مامانت هم مرتب تکرار می کرد که تو می تونی بهترین خونه را برای حسنا بگیری، حسنا که برای پول زن تو نشده (برای ادای نذر 6 زن تو شده !  ابله )، تو می تونی زندگی برای حسنا بسازی که کل فامیل انگشت به دهن بمونند و .... از این سیستمهای خر کردن مردک استفاده کرد، اما افاقه ای نکرد و مردک زرنگ تر از شما و مامان تشریف دارند. 
مامان هم قهر کرد و درست موقع اسباب کشی گذاشت رفت. اونایی که سرشون را می زدی، پاشون را می زدی، یکیشون توی هتل حسنا بود، رفتند و 5 ماه نیامدند. اصلا نگفتند حسنا خونه جدید گرفته، حسنا تهران کسی را نداره، دخترمون تنهاست و ... یهو نصف سال سراغی از دخترشون نگرفتند. تو هم که یکی دوبار خیالی، صبح رفتی ظهر برگشتی، انگار که مث خونه نفس و علی اونور رودخونه است و از جوب بپری اونور می رسی !
بعد از مسافرت دزدکی به توالتهای اروپا، خانم اولی مجددا با پدر شما تماس گرفته که لطفا اون دلت را یه بار دیگه به کار بنداز که دخترت خیال نداره حد و حدود گلیمش را رعایت کنه. 
یکی دو هفته ای تلفنی این کشمکش ادامه داشته و بابا مجبور شده دوباره بیاد به پابوس مردک که یه کاری کن. خونه را که گرفتید، ماشین را که گرفتید، ... من دیگه چیکار کنم که خانوم اولی راضی بشه؟ زورم هم که به این دختره ی چشم سفید نمی رسه.
اینطور می شه که بعد از شش ماه قهر، بابا و مامان دارن می آن التماس مردک که یه کاری کنه. تو هم ناراحت از اوضاع پیش اومده با مردک دعوا کردی که چرا جرات نداری هیچی به خانم خانوما بگی؟ چرا خونه را گرفت و گفت دلم خواسته. ماشین را گرفت و گفت دلم خواسته و تو هم فقط عذرخواهی کردی و منتش را کشیدی؟
الان هم برای سفر توالتی من، این بلوا را به پا کرده و کاری کرد که باز مامان بابا مجبور بشن بیان که التماس کنند تا آبروشون نره !
دعوای مردک و خانوم اولی سر مسافرت شماست و ناراحتی شما اینه که اوندفعه سر خونه بخشیدی و عذرخواهی هم کردی و منت هم کشیدی. الان باز می خوای کوتاه بیایی و من شدم مسخره دست تو و کسی که همیشه باید بگه غلط کردم من هستم و مامان بابام.
شیرینی میرینی و خواستگاری بهار را هم بی خیال. 


نویسنده : بانو تاریخ : دوشنبه 21 بهمن 1392 نظرات (435)




.:: This Template By : payamblog.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بانو هستم همسر سوم می باشد.